۳۰ اکتبر ۱۹۷۴، رینگ کینشازا (پایتخت جمهوری دموکراتیک کنگو) صحنه نبردی شد که همه پیشبینیها را نقش بر آب کرد. جورج فورمن، غول شکستناپذیر با ۴۰ پیروزی و ۳۷ ناکاوت، در برابر محمدعلی کلی که او را تمامشده میدانستند، پا به میدان گذاشت. اما علی استراتژی افسانهای «خنگ رو طناب» را اجرا کرد: خود را به طنابها سپرد و با تابآوری وصفناپذیر ضربات خردکننده را تحمل کرد و با رقص پای بینظیرش، حریف را خسته، کلافه و بیطاقت ساخت. راند هشتم، وقتی فورمن دیگر رمقی نداشت، قهرمان پیر با جهشی غافلگیرکننده تاریخ را دگرگون کرد.
بازآفرینی حماسه در مقیاس تمدنی: امروز در «جنگ تحمیلی سوم»، ملت ایران همان راهبرد را در مقیاس تمدنی زنده کرده است. ۴۷ سال است که بر طنابهای رینگ ایستاده، ضربات سنگین کودتا، جنگ نیابتی، تحریم، جنگ روانی، تهاجم ترکیبی و... را تاب آورده و با رقص پای استراتژیک، دشمن را در باتلاق فرسایش اسیر کرده است. این راهبرد که «صبر استراتژیک و مقاومت فعال» خوانده میشود، منطق علی را بازتولید کرده است: جذب ضربات با کمترین هزینه، حفظ روحیه، و طراحی ضدحملات در بزنگاههای تاریخی. تحلیلگران پنتاگون در سند ۲۰۲۶ اعتراف کردهاند که تهران توان نظامی خود را بازسازی کرده و با بازآرایی شبکه منطقهای، عمق استراتژیک تازهای آفریده و افکار عمومی جهان را با خود همراه ساخته است.
در یک سال اخیر، راندهای هولناکی بر این ملت گذشته است؛ از جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ با تهاجم تروریستی ائتلاف غربی- صهیونیستی- وهابی، تا کودتای دیماه که مزدوران داخلی فجایع هولناکی آفریدند، و سرانجام تهاجم تروریستی نهم اسفند ۱۴۰۴ که امام خامنهای به شهادت رسید. هر راند برای هر ملت دیگری پایان کار بود؛ اما ایران ایستاد، نفس تازه کرد و اکنون تحلیلگران میپرسند: «واقعاً چه کسی خسته شده است و چه کسی پیروز میدان است؟»
وقتی حریف از نفس میافتد: دادههای میدانی گویای لحظهای تاریخی است. نه تنها امریکا، که رژیم غاصب صهیونی با دیدن قدرتافزایی جبهه مقاومت، دچار سردرگمی راهبردی شده و شکافهای درونیاش هر روز عمیقتر میشود. نتانیاهو و تندروهای تلآویو که همه برگهایشان را رو کردهاند، در برابر صلابت ایران جز وحشت از آینده و انتظار مرگ گزینهای ندارند. کرانه باختری، غزه و شمال فلسطین اشغالی هر روز شاهد آتش مقاومتی است که خواب را از چشمان سران این رژیم ربوده است. این درماندگی، نشانه حریفی است که تمام مشتهای خبیثانه را زده و به آستانه فروپاشی رسیده است. همزمان، اقتصاد ایران با اتکا به توان داخلی، جهش تولید و مدیریت جهادی، از گردابها عبور کرده و دستاوردهای دانشبنیان و ترانزیت منطقهای در دل تحریم شکوفا شده است.
این همان صحنه راند هشتم است: حریف سرمست از غرور، ناگهان در برابر ملتی صبور و مقتدر قرار گرفته که ذرهای عقبنشینی نکرده و با اراده پولادین آماده ثبت حماسه نهایی است. تحلیلگران منصف اذعان دارند: «محور مقاومت به رهبری ایران، پس از سنگینترین فشارها، اکنون ابتکار عمل را در دست دارد.»
شرط پیروزی: عبور از تفرقه در این نقطه حساس، خطر پنهان رخ مینماید؛ درست مانند بوکسوری که در آستانه ناکاوت، صدای وسوسهانگیز نفوذی را میشنود. آنان که حماسه حضور مردم را «اشتیاق ساندیس» یا «اقلیت رانتی» میخوانند، جغدهای شوم دوقطبیسازی هستند. زمزمههای یأس، تکمیل جدول و نقشه دشمن است تا ملت را در بزنگاه پیروزی از مبارزه بازدارد. غربگرایان تسلیمطلب با نقاب دلسوزی، همان راه انحرافی چهار دهه پیش را میپیمایند. اما تاریخ گواه است: ملتی که ۴۷ سال بر طنابها ایستاده، در آستانه پیروزی تسلیم نمیشود. رمز علی فقط تحمل ضربات نبود، که خود را نباختن، پراکنده نشدن و همنشین نشدن با خالهخرسهای ستون پنجم دشمن بود.
در آستانه طوفان بزرگ: آنچه این روزها میشنویم، از شکستها و عقبنشینیهای حقیرانه دشمن تا دست برتر ایران در میدان دیپلماسی، همان ضربه نهایی علی است که میتواند قواعد تازهای بر نظام بینالملل حاکم کند. اما این پایان، تنها با وحدت، اعتماد به مسئولان، رصد میدان، تداوم مقاومت هوشمندانه و نهراسیدن از هیاهوی فورمنهای خسته تاریخ ممکن است. اینک نهتنها یک ملت، که بشریت شاهد رقص پای غرورآفرین ملتی است که در آستانه بزرگترین حماسه تاریخ ایستاده است. این ملت، چنانکه امام شهیدش وعده داد، مبعوث شده تا بتهای آخرالزمانی را درهم شکسته، صبح پیروزی را رقم زند و خیمهگاه تمدن نوین اسلامی را برپا کند.